نوشتن مردان در مورد زنان یا زنانگی، غالباً محکوم به شکست است. از یک سو، زنان آنها را به امتناع فهم متهم می کنند و از سوی دیگر ممکن است مردان به آنان به دیدهٔ غیرخودی بنگرند. در هر صورت، مردی که از زنانگی مینویسد، خطر میکند. من هم نمیخواهم در دام تمایزات ذات انگارانهٔ زنانگی و مردانگی بیفتم. در عرصهٔ فرهنگ و اجتماع هر ملتی، نظامی از نشانهها هست که زنان و مردان را از یکدیگر جدا میکند و مدام با ابزارهای بومی خود به بازتولید این نظام میپردازد. از این حرفها بگذریم. من نه نمایندهٔ مردانم و نه سرِ کلی گویی و کلی نویسی دارم. بحث از زنان، حقوق آنها، شأن آنها، عواطف و ساختار روانی آنها و... مستعد همه نوع سوء تفاهم است و شاید به همین دلیل هم خیلیها یا به آن نمیپردازند و یا با احتیاط چیزی مینویسند و در گوشهای پنهان میشوند. مگر نه اینکه روشنفکران دینی و حتی سکولارهای ما هنوز نتوانستهاند تکلیفشان را با مسئلهٔ زن روشن کنند.
راستش چندین بار چیزهایی در ادامهٔ پاراگراف قبلی نوشتم اما همه را پاک کردم. یک بار در ستایش زنانگی، یک بار پیرامون نسبتم به عنوان یک مرد ایرانی طبقهٔ متوسط با زنان و بار دیگر، دربارهٔ مرد بودن به عنوان آنتی تز زن بودن. اما راستش همهٔ این تلاشها بینتیجه بودند. در درونم کشمکشی هست که اجازه نمیدهد این قبیل حرفها و نوشتهها را با کسی در میان بگذارم. از یک سو، حوصلهٔ قضاوتها و نقدها را ندارم و از سوی دیگر، عواطفم، داوری هام و کنش هام در قبال زنان و زنانگی یکدست نیستند. خلاصه اینکه نسبتم با زنان خالی از تناقض نیست و در نتیجه هر چه که مینویسم یا به ریاکاری و دروغ گویی نزدیک میشود و یا به دام کلی گویی میافتد. صادقانه هم اگر بنویسم، ملغمه ای غیرقابل تحمل خواهد بود. از خودم میپرسم چرا اینطور است؟ چرا نمیتوانم؟ چرا وقتی عمل و اندیشهام را صادقانه داوری میکنم، به چیز یکدستی بر نمیخورم؟ بگذریم. شاید اگر روزی با خودم و اتمسفری که پیرامون نوشتن از زنان و زنانگی هست کنار آمدم، چیز به دردخوری نوشتم. تنها چیزی که در اینجا و در این زمان میتوانم بگویم این است که «زنانگی» را در هر کسی که باشد ستایش میکنم. زنانگی در این تعبیر آمیزه ایست از حس مراقبت، شور زندگی، پروای دیگری را داشتن، دیدن جزئیات زندگی، حساسیت به درد و رنج و... . بله. من این اوصاف را که سرجمعش برای من (و تأکید میکنم: برای من) به معنای زنانگی است را ستایش میکنم. امروز با خودم فکر میکردم اگر روز زن را روز ستایش زنانگی می نامیدند، خیلی بهتر بود.

نظرات